آخرین اخبار
آخرین لینکها
ناوه‌ندی فه‌رهه‌نگی هونه‌ریی ڤه‌ژین
خبرگزاری کرد پرس
کورد پرێس
اخبار شهروندان مریوان
شارۆ نیوز
وبسایت خبری تحلیلی سه‌رچاوه
ته‌لگا - وبلاگ دکتر فتح الله مرادی
وبسایت دکتر سیدعطا پیریونسی
پورتال رسمی شهرداری مریوان
اخبار شهروندان مریوان-وبلاگ دوم
اندیشه های حقوق خصوصی
تئاتر کردستان
زریان
سینما کورد
داوطلبان سلامت مریوان
آمار
عضو: 57
اخبار: 252
لینک ها: 231

Home arrow محیط زیست arrow محیط زیست arrow دیگر نه بلوط ها به رویمان می خندند و ....
منوی اصلی
صفحه اصلي
جوانان
زنان
کودکان
تغذیه
سالمندان
بهداشت روان
از دیگر سایتها
دارو و درمان
تربیت بدنی
مدیریت بحران
درشهر
ایدز
محیط زیست
اعتیاد
بیماریها
بهداشت محیط
دیگر بخش ها
لينكستان
ارسال مقاله
آخرين خبر و فعاليتهاي كانون
آرشيو مطالب
جستجو درسایت
تماس با ما
دیگر نه بلوط ها به رویمان می خندند و .... ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
30 مهر 1386

رئوف محمودپور
در ایام کودکی، آنگاه که در دنیای کودکانه شعری را زمزمه می کردم که  هنوز هم در ذهنم طنین انداز است؛« به دست خویش درختی می نشانم/ به پایش جوی آبی می کشانم/ درختم کم کم آرد برگ و باری/ بسازد بر سر خود شاخساری ...»، به انبوه درختان درهم تنیده ی اطراف روستایمان می نگریستم و به پدران خود و کودکان دیگر رشک می بردم که توان نشاندن این همه درخت را از کجا آورده و چگونه به پای آنها  جوی آب کشیده اند؟! ذهن کودکانه پدرانی توانا و افسانه ای برایم ساخته بود. پدرانی همچون قهرمانان افسانه هایی که برایم بازمی گفتند! و ...

 

 نیز در همان دنیای کودکانه بسیاری اوقات شادمان از ثمرهایی بودم که پدر و مادر از جنگل برایمان می آوردند. هیزم های جنگل  زمستانهای سرد و پربرف را برایمان شیرین و میوه های آن زندگی را پر لذت می کردند.ولذا  آن شعر برایم عزیزتر و عزیزتر می شد.

کم کم که بزرگ شدم وجود طبیعی جنگل های زیبا را بیشتر درک می کردم و نیز عدم دخالت پدران را در کاشت و پرورش آن. وصف آن را در انشاهایی که آموزگاران به عنوان تکلیف به ما می دادند می لاواندم و به آن می بالیدم.و...

اکنون از آن سالها جز خاطره هایی شیرین و رؤیایی چیزی باقی نیست. هم شرایط روحی تغییر کرده و هم دوران و وضعیت زندگی. و اما پیوند عاطفی با طبیعت بیشتر و جدی تر. این بار آگاهانه و مایوس از دست ویرانگر همعصرانم در تخریب طبیعت و ویرانی زندگی جنگل ها.

در همین دوران کوتاه چند ساله که من و همعصرانم نوبت « گذر از زمین » را یافته ایم، شاهد تقریبا ریشه کن شدن حیات وحش منطقه  هستیم. دیگر نه از گله های بزکوهی و کَل خبری است ، نه از « کوله  خرسها» و « بزله خوک های» زیبا. نه لولیدن دسته جمعی گرگ ها موسیقی ترس و لذت را می باراند و نه کرشمه ی دسته جمعی کبک ها و جست و خیز خرگوش و حیله ی روبا ه و ...

و این همه وحشتی است که من و همعصرانم آفریده ایم. متأسفانه نه از بیدار شدن وجدان جمعی خبری است و نه از کسانی که می بایست نگهدار و پرورش دهنده ی حیات طبیعی باشند. تشدید این وضعیت آن جمله ی شیرین و پرمعنای متفکر انساندوست بزرگ مشرق زمین « کریشنا مورتی » را به یاد و به یاد می آورد که می فرماید:

« اگر قوه ی لمس طبیعت را از دست بدهید، قوه ی لمس انسانیت را نیز از دست خواهید داد. چنانچه هیچ وابستگی به طبیعت نداشته باشید، به خاطر مال اندوزی، ورزش، خوراک و یا حتی به خاطر علم ، بچه خوک های آبی ، نهنگ ها، دولفین ها و انسان را به قتل خواهید رساند، آنگاه طبیعت از شما می هراسد و زیبایی خود را باز می ستاند...».

شاید قهر طبیعت از انسان همعصر به اوج رسیده که اینگونه زیبایی و نعمات خود را یکی پس از دیگری بازمی ستاند. حیات وحش که واحسرتا. دریاچه ی زریبار در حال مرگ تدریجی. چند هفته قبل با چند نفر از دوستان، غروب هنگامی به دیدگاه دریاچه رفتیم. یکی از آنها که شاعری جوان بود، بر دست خود کوبید و ناخودآگاه نالید : نگاه کن ... دریاچه در حال تمام شدن است!! او راست می گفت. زیرا نیزارها آرام و با وقار در حال پوشاندن سطح آب دریاچه اَند. و...

واما این اواخر(تابستان1386) مصیبت بزرگتری دامنگیر طبیعت منطقه شده است. شاید به قول کریشنامورتی؛ این بار درخت های بلوط هم از انسان هراسیده و زیبایی خود را باز می ستانند.

آری آتش سوزی. هر روز منطقه ای و هر ساعت تپه ای. آتش نه با عجله، اما زنجیروار! جنگل ها و چراگاه های منطقه را به کام می کشد و از زیبایی و سبزی، ماتمی از خاکستر و سیاهی بر جای می گذارد. و انگار چوپان بیچاره را خواب گرفته!.

همان جنگل هایی که زیبایی آنها در دوران کودکی برایم رؤیایی و افسانه یی بود واکنون معنی دار و واقعی، در حال نابودی اند. جنگل هایی که منبع درآمد خوبی برای مردم منطقه اند. برای نمونه در همین سال جاری بنا به پرس و جویی گذرا که بنده به عمل آورده و گردآوری آمار سرانگشتی ، در چند روستای منطقه « توتوندر، سیاناو، ویسه،دزلی» از توابع مریوان و سروآباد، بیش از یک صد میلیون تومان پول از راه تهیه و فروش محصولات جنگلی عاید مردم شده است. و این علاوه بر چراگاه های درجه یک می باشد که هزاران راس دام آنها را تغذیه می نماید.(ونیز بغیر از مبالغی حق اجاره که اداره منابع طبیعی ( به عنوان متولی طبیعت)! از آنها اخذ نموده)

جنگل ها علاوه بر تصفیه ی هوا و تولید گاز مفید برای انسان ، دهها ثمر خوراکی ، دارویی و صنعتی تقدیم بشر می کنند. محصولاتی از قبیل « وَن ـ بنیشت ـ به روو ـ مازوو ـ گزگل ـ خرنووکه ـ  میله و ـ گلابی و آلوبالوی و بادام کوهی و ...» . و این همه از ثمرات درختانی است که نه ما و نه پدرانمان در کاشت و پرورش آنها نقشی نداشته و جوی آبی به پای آنها نکشیده اند و آنها اینگونه شاخ و برگ بخشش خود را گسترانیده اند.و حال به چه جرمی اینگونه طعمه ی آتش می شوند سؤالی است که انسان معاصر باید پاسخگوی آن باشد. نه اینکه جوی آتش به پای آنها می کشانیم؟!

از خود می پرسم « نه از دیگران» آن مسافران خسته ی جاده های پرپیچ و خم (سنندج ـ مریوان) ، (سقز ـ مریوان) و (پاوه ـ مریوان)، که به شهر توریستی استان کردستان!! سفر می کنند و در راه با دیدن آن همه مناظر سوخته بیشتر و بیشتر خسته می شوند، چگونه و کجا خستگی خود را رفع کنند؟! (لابد در پارکهای زیبا و شهربازی و... که از بدیهیات اماکن توریستی است.) و این در حالی است که قبلا سرسبزی و مناظر زیبای جنگلهای اطراف جاده از بهترین خاطره های رضایت آفرین مسافران بود.

ما همعصران جنگلهای سوخته، چگونه وجدان خود را راضی کنیم که نمی توانیم طبیعی ترین و برترین منابع دیار خویش را نگهداری(نه توسعه)! و آن را به نسلهای آینده بسپاریم؟!چه کسی را مسئول حفظ و نگهداری این نعمت گرانبها و زیبا بدانیم؟ آن روستایی سیگار به لب و خسته از کار روزانه، یا سازمانها و اداراتی که فلسفه ی وجودیشان به همین منظور است. شاید هر یک پاسخی و دلیلی بیاورند و « هةلوورة مةلوورة، شةأ لة مالَی من  دوورة».

و اما جنگلها و چراگاههای منطقه می سوزند و سال 1386 را به عنوان سال فاجعه ی زیبایی  منطقه رقم می زنند. به قول مورتی؛ دیگر نه کبکها هم آواز مایند و نه بلوطها به رویمان می خندند. زیرا ما قوه ی لمس طبیعت را از دست داده ایم. و به قول تولستوی نمی توانیم خوب زندگی کنیم زیرا نه شیوه ی چطور کار را کردن بلدیم و نه شیوه ی چگونه عشق ورزیدن را.
منبع: سایت زنان مریوان

تمام حقوق این سایت متعلق به کانون سلامت ژین می باشد | طراحي و راه اندازي: گروه فني مهندسي کاني